شبکه یک - 7 فروردین 1403

به صفت، "حسن" بود (۱) (معیار ما "عمل" است، نه "مناسک")

میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام - رمضان 1403

بسم الله الرحمن الرحیم

از ماه رمضان شروع کنیم. تصویری که از روزه و ریاضت و ماه مبارک رمضان در ذهن بعضی متدینین است و تصویری که امام حسن(ع) از ماه رمضان و این روزه و این‌ها ارائه می‌دهند، فرق می‌کند. ایشان می‌گویند خداوند می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضَانَ مِضْمَارًا لِخَلْقِهِ...» خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه قرار داد، «فِیَسْتَبِقُونَ فِی طَاعَتِهِ إِلَى مَرْضَاتِهِ...» که انسان‌ها این تسلّط بر خود را، این تسلّط بر شکم، تسلّط بر رفتار، تغییر سبک زندگی، تبدیل زندگی حیوانی و غریزی به یک زندگی انسانی که غذا دارم، غذا می‌خواهم، می‌توانم بخورم، می‌خواهم بخورم، ولی نمی‌خورم. مرز انسان و حیوان این است. این که امام حسن، علیه‌السلام، می‌فرمایند این میدان مسابقه است برای این که شما هی به خداوند نزدیک بشوید. یعنی این عبادت و ریاضت، اولاً، حرکت است، سکون نیست! بعد، حرکت تکاملی است! بعد، مسابقه است! مسابقه الی الله، به سمت خداست! با آزادی و آگاهی باید این کار را انجام بدهی، با اراده خودت! مسئله فقط گرسنگی و تشنگی نیست بلکه رشد انسانی است! در این مسابقه، انسان‌ها می‌توانند به آن نور مطلق، حقیقت مطلقه، نزدیک و نزدیک‌تر بشوند.

خب، حالا این تصویر از روزه و ریاضت، می‌دانید که ریاضت، در لغت عربی یعنی ورزش! الان هم به ورزش، عرب‌ها می‌گویند ریاضت! ریاضت یعنی ورزش، تمرین! امام حسن می‌گویند این ورزشی است! مسابقه‌ روحانی است! ورزش معنوی و عقلانی است! مسابقه‌ اخلاقی است. خب، حالا این روزه را یک بار این‌جوری معنا بکنید هیجان، رقابت سالم، هدف، تکامل خودم، مبنایش آزادی و آگاهی! یک وقت هم می‌گوییم که به ما گفتند یک چند روزی گرسنگی بکشیم! نمی‌دانم اصلاً خدا برای چه وقتی ما گرسنه‌ایم، او خوشحال است؟ گفت این حرام، حلال، رساله چیست؟ گفت هیچی! هر چی که خوب است می‌گویند آن کار را نکنید! و نخورید! این کل خلاصه‌ شرع است هر چی خوب است ما می‌خواهیم، می‌گویند همان کار حرام است! لج و لج‌بازی است!

تعریف ما از دین و شریعت چیست؟ حرام و حلال، یک خط قرمزهایی که اگر از آن‌ها رد بشویم، خدا عصبانی می‌شود! این‌ها یک جور توهین به خداست، صدمه به خدا می‌خورد! انگار منافع خداست که به خطر می‌افتد! خدا از این که مقدسات او زیر پا قرار بگیرد، ناراحت می‌شود، بعد از ما انتقام می‌گیرد! مواظب باشیم خدا را عصبانی نکنیم!

امام حسن چه می‌گویند؟ «یَابنُ آدَم» فرزند آدم! اولاً همه ما را به آغاز خلقت و آدم گره می‌زنند یعنی از آدم تا شما، همه‌تان یک حکم دارید! نگو او هزاران سال پیش بوده است! آن‌ها یک شرایط خاصی بوده است! نه! تو هم در همان شرایط هستی! تو هم باید درست انتخاب کنی! بعد می‌فرمایند از محارم الهی، خط قرمزهای خداوند بپرهیز! «تَکُنْ عَابِدًا» اگر می‌خواهی عبد خدا باشی، عابد باشی، بزرگ‌ترین عبادت، این است که آن خط قرمزهایی که خداوند تعیین کرده، آن‌ها خط قرمز انسانیت است! یعنی پایت را روی هر کدام بگذاری، به خدا صدمه نمی‌زنی، به خودت داری صدمه می‌زنی، سقوط می‌کنی! این که به تو گفتند عابد باش، خیانت، دروغ، حرص، حسد، کلاهبرداری، دزدی، آبروی افراد را ریختن، اختلاس، برهنگی، بی‌حجابی، قماربازی، همه‌ این‌هایی که گفتند امام حسن، علیه‌السلام، می‌فرمایند مفهوم گناه، عبور از خط قرمزهای خدا، عبور از خط قرمز انسانیت است! اصلاً بالاترین عبادت، یعنی فاسد نشو! دزدی نکن! خیانت نکن! دروغ نگو! در خانواده، زن و شوهر به هم دروغ نگویند! نسل قبل، پدر، مادر، با بچه‌ها، خریدار و فروشنده، مالک و مستأجر، استاد و شاگرد، کارگر و کارفرما، مسئولین و مردم، به هم دروغ نگویم!

«وَ رَبِّکَ تَکُنْ غَنِیًّا» سبک زندگی اسلامی! زندگی‌ات وقتی تأمین دارد می‌شود هی نگو این‌ها کم است! این‌ها هیچی نیست! سهم آن را می‌خواهم! آن هم باید برای من باشد! می‌گویند ملاک انسان سالم و انسانی که در انسانیت مریض است، این است که انسان مریض، هر چه دارد، باز هم می‌گوید که ندارم! چیزی نیست! هر چی دارد، باز می‌گوید کم است! فرمودند این بیمار است! این بیماری اخلاقی و معنوی است! امام حسن فرمود قدرت لبخند زدن به امکانات موجود را ندارد! در هر وضعیتی او را می‌بینی‌ باز دارد نق می‌زند، گریه می‌کند، ناله می‌کند! دیدید بعضی‌ها را که یک عالمه امکانات دارد ولی نق می‌زند! اصلاً داشته‌‌هایمان را نمی‌بینیم، نداشته‌هایمان را می‌بینیم! منفی‌بافی می‌کنیم. فرمودند به آن چه خداوند سهم تو کرده است، امکاناتی که به تو داده، این‌ها را به‌رسمیت بشناس! قدر آن‌ها را بدان! آن وقت تو غنی هستی، دیگر فقیر نیستی! و الاّ اگر این را نپذیری آنچه که داری، بگویی این‌ها بی‌ارزش است! مهم نیست! امام حسن می‌فرمایند: میلیاردر باشی، تو فقیری! این مفهومِ رضایت از آنچه که دارم و امکاناتی که هست الحمدلله، این را هم ما نداریم! امام حسن می‌فرمایند کسانی که نمی‌توانند بگویند الحمد لله، نمی‌توانند شاکر باشند چیزهایی که دارند را نمی‌بینند، چیزهایی که ندارند، می‌بینند! فرمودند: مؤمن این‌جوری نیست! یک مرز بین زندگی ایمانی و زندگی کافرانه است و همیشه هم حرص می‌زنی، همیشه هم گدایی می‌کنی ولو میلیاردر باشی! چون هیچ‌وقت به آنچه که داری احترام نمی‌گذاری، به‌هرچه که نداری و آنچه که دیگران دارند، مدام آن‌ها را به رخ می‌کشی! مسئولیت خودت را هم نمی‌گویی که آن اگر می‌خواهم مثل آن باشم... یا می‌گویم آن جامعه این‌جوری است. خب آن جامعه که این مزایا را دارد، زحمات آن هم از تو بیشتر است! آن جامعه‌ای را که می‌بینی امکاناتشان بیشتر است، هم منظم‌ترند، بیشتر کار می‌کنند، دقیق‌ترند، پاسخگو هستند، شفاف‌ هستند، مالیات می‌دهند، خب، متقابلاً هم این امکانات را دارد! ما مسئولیت‌ها و کارهای آن‌ها را انجام نمی‌دهیم، ولی توقع آن را داشته باشیم! بعد از چیزهایی که تو داری و او ندارد، نفت داری و... ولی درست و عادلانه از آن استفاده نمی‌کنی! امام حسن(ع) می‌فرماید همه چیز داشته باشید اما قدر آن‌ها را ندانید و ارزش آن را نشناسید شما فقیر هستید. زیر پایتان میلیاردها بشکه نفت است امکاناتی که دارید هیچ کس ندارد نسل جوان داریم عوض این که بگوییم ما صدتا پوئن مثبت داریم که 60 تای آن را هیچ جای جهان ندارند حالا برویم مسئولیت‌مان را در این باب قرار بدهیم ولی می‌چسبیم به آن جاهایی که نداریم و ضعیف هستیم و فقریم و آن را هم تقصیر بقیه می‌اندازیم.

ما خیال می‌کنیم هر کسی مثلاً مسجد می‌آید، پرچم امام حسین می‌زند و چراغونی نیمه شعبان می‌کند و حرم می‌رود او دیگر مذهبی است! ببینید امام حسن(ع) چه ملاکی برای مسلمانی می‌دهند و آن را چگونه تعریف می‌کنند؟ «إِحْسَنُ جِوَارٍ مِن جَبَّارِکَ» می‌گویند: مسلمان، کسی است که امکاناتی که در کنارش هست، در جوار اوست همسایه‌ خوبی برای آن‌ها باشد! یعنی آدم‌های خوب، منابع خوب، امکاناتی که در اختیار تو هست، این‌ها را درست بشناسی و از این‌ها درست استفاده کنی و با هر کس، به هر دلیلی، ارتباط داری، حسن همجواری با او داشته باشی! یعنی با زنت و شوهرت، با همسایه‌ات، با همکارت، یعنی روابط انسانی، در جامعه، بر اساس حسن همجواری باشد! امام حسن می‌گویند من جامعه‌ای را که همه با هم روابطشان، روابط حسنه است، روابط انسانی است، من آن را مسلمان می‌دانم!

آن ‌وقت در روایت داریم، زمان امام زمان، یک کسی از پیامبر می‌پرسد که بعدها آخرالزمان مسجدها هستند؟ مردم نماز می‌خوانند؟ اصلاً مسجد می‌روند؟ فرمودند نه! مسجدها هست! خیلی هم آباد است! جمعیت هم زیاد است! مسجدها را مثل کاخ می‌سازند! آدم‌ها هم زیادند! به هم می‌گویند تَقَبَّلَ اللَّهُ! بدن‌هایشان کنار هم است، ولی قلب‌هایشان کنار هم نیست! به هم می‌گویند "تَقَبَّلَ اللَّهُ" بعد بیرون که می‌آیند کلاه همدیگر را برمی‌دارند! خیلی حدیث عجیبی است! همین‌ها در حرم، همدیگر را می‌بینند می‌گویند آقا! التماس دعا! دعا بفرمایید! بعد می‌روند، در بنگاه، در بازار، پوست همدیگر را می‌کنند! در ازدواج، به همدیگر دروغ می‌گویند! وعده می‌دهند، به او عمل نمی‌کنند! امام زمان، وقتی تشریف می‌آورند... من ندیدم جایی در روایات که مسجد سازی کند، ولی دیدم که بعضی مسجدها را ایشان خراب می‌کنند! مسجدهایی که مثل کاخ ساخته شده‌اند، این‌ها را امام زمان تخریب می‌کنند! مسجدهای اشرافی و سرمایه‌داری، خراب می‌شود! آقا! مسجد را که نباید مثل کاخ بسازی! مسجد باید ساده باشد! به لحاظ مادی، ساده! نه اشرافی! به لحاظ معنوی، آباد باشد! ماها چرا بیشتر مسجد می‌آمدیم؟ برای این که مسجدها معنوی‌تر بود! معنوی بود! بوی شهید و مجاهد و فداکاری و خطر و ایثار بود! مسجد عیب ندارد باشد! اشرافی نباید باشد! ولی اساساً مسجد پیغمبر مسجد ساده بوده است! یعنی مسجد، به لحاظ مادی، ساده باشد نه اشرافی! به‌ لحاظ معنوی، حیاتش، حیات معنوی است! این‌ها کلیساهایشان را مثل کاخ می‌سازند! یا بودایی‌ها، بت‌خانه‌هایشان را خیلی اشرافی می‌سازند این‌ها برای این که عقب نمانند، مسلمان هم شروع کردند همین کارها را کردند! امام حسن می‌فرمایند فرزند آدم، خط قرمزها را رعایت بکند! عابد و به ادا و اصول و ریش و انگشتر عقیق و تظاهر به مذهب و مناسک و این‌ها نیست! چقدر این اصول را رعایت می‌کنی در عمل، سبک زندگیت! این امام حسن می‌گویند که علامت یک جامعه مذهبی، خانواده‌ متدین، شخص مؤمن این است که – نمی‌دانم این حدیث را شنیده‌اید یا نه، خیلی عجیب و خطرناک هم هست - امام رضا(ع) می‌گوید از نظر من، از روی نماز و روزه‌ افراد، نمی‌شود داوری کرد که این‌ها واقعاً دین‌دارند یا نه! چون بسا عادت کرده‌اند یا در محیطی هستند که نمی‌تواند نماز نخواند! از امام رضا پرسیدند پس از کجا می‌فهمیم چه کسی دین‌دار است، چه کسی دین ندارد؟ فرمودند در بازار می‌شود فهمید! طرف ممکن است حرم می‌رود، نماز جماعت می‌خواند، حتی روزه‌اش را هم می‌گیرد، اما در معامله نمی‌تواند از کلاهبرداری دست بردارد! فرمودند آن‌جا می‌شود فهمید، چه کسانی دین‌‌دار هستند. امام رضا فرمودند ثروت و قدرت و ریاست، این‌جور جاها، می‌شود فهمید چه کسانی دین دارند و چه کسانی دین ندارند! در حرم امام رضا که همه مذهبی‌اند! روز عاشورا که همه سیاه می‌پوشند. دزد و پلیس و رباخور و عرق‌خور و با تقوا و بی‌تقوا همه روز عاشورا مذهبی‌ هستند! شله هم که باشد، همه پای شله مذهبی هستند! شله‌ست شوخی که نیست! پای شله، همه مذهبی‌اند! زمان صلح، همه رزمنده‌اند! اصلاً همه شجاع‌اند! اصلاً از هیچ ‌چیز نمی‌ترسند! جنگ که می‌شود، کسی به جبهه نمی‌آید! ما در همین مسجد، در همین محل، زمانی که شهیدها زیاد می‌شدند داوطلب جبهه کمتر می‌شد! زمان صلح، همه رزمنده و شجاع و قهرمان و سوپرمن‌ هستند! جنگ که می‌شود، فرار می‌کند! فرمودند: إِحْسَنُ جِوَارٍ مِن جَبَّارِکَ یعنی امکاناتی که دارید، این‌ها همسایه‌ شماست! تا ابد با شما نیست، برای شما هم نیست، ذاتی شما هم نیست! این‌ها همسایه است! یعنی ثروتت، همسایه‌ توست! قدرتت، شهرتت، ریاستت، نفوذ کلمه‌ات، هر چی که دارید این‌ها یک مدت کوتاهی با شماست مثل همسایه‌ توست! امام حسن می‌فرمایند: با این امکانات، درست مواجه شو! از آن‌ها درست در مسیر درست و به روش درست استفاده کن! حالا «تَکُنْ مُسْلِمًا...» اگر با این درست مواجه شدی، مسلمان هستی وگرنه مسلمان نیستی! یعنی با رشته‌ علمی‌ات، با رشته‌ اقتصادی‌ات، با تخصص‌ات، با امکاناتت، با خانواده‌ات، با علمت هر چی که داری امام حسن می‌گویند: در صورتی مسلمان هستی «تَکُنْ مُسْلِمًا...» که بگویی هر چی که دارم، این‌ها اولاً برای من نیست، این‌ها با من مجاور و همسایه هستند، کنار من هستند، برای من نیستند، این‌ها امانت هستند. بین در این موقعیت، درست عمل کن! این‌جوری می‌شد! چون شما ببینید، تعاریف‌شان از دین و مذهب با ما فرق می‌کند! فرمودند: إِحْسَنُ جِوَارٍ... حسن معاشرت داشته باش! «و صَاحِبِ النَّاسِ بِمِثْلِ مَا تُحِبُّ أَنْ یُصَاحِبُوکَ بِهِ تَکُنْ عَادِلًا...» خیلی عجیب است! من می‌خواهم ببینم این دین، اگر این‌جوری باشد، چه کسی این دین را رد می‌کند؟ امکان ندارد کسی این‌ها را رد کند. امام حسن می‌فرمایند: عدالت را من این‌طور برای شما تعریف می‌کنم: هر طور که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند، با دیگران هم همان‌طور رفتار کن! اگر می‌توانی آن‌جوری با دیگران رفتار کنی که دوست داری آن‌ها با تو رفتار کنند، تو عادل هستی، وگرنه فاسقی، عادل نیستی! این هم خیلی درس‌ عجیبی است! اصلاً همین را چه کسی به ما گفته و می‌گوید؟

امام حسن می‌گویند: یک ملاک ساده که خودتان بفهمید دین دارید یا نه؟ عادلی یا ظالمی؟ با هر کس، هر رابطه‌ای داری، اول خودت را جای او بگذار! برو آن‌طرف میز! ببین، اگر جای شما با هم عوض شود، از چه حرف‌ها و چه کارهای بدت می‌آید که آن طرف بگوید و بکند! حالا برگرد این‌طرف، همان کارها را نکن، آن حرف‌ها را نزن! اگر تو آن‌طرف بودی، دوست داشتی او با تو چگونه رفتار کند، این را اول فکر کن! حالا بیا این‌طرف، همان‌طور رفتار کن! یعنی همه، من هستم! همه من، هست! من، او هستم! و او، من است! این هم ملاک که امام حسن تعریف می‌کنند! می‌گویند: دین‌داری و عدالت یعنی... نگو: "من" و "تو" و "او"! من، منم! دیگری، دیگری است! دیگری، من است! من، دیگری‌ام! یعنی روح برادری و برابری! امام حسن(ع) می‌فرمایند: رابطه‌ عادلانه و انسانی، رابطه‌ درست در جامعه این است. اگر خانواده‌ای، زن و شوهری را با هم رعایت کنند، آمار طلاق این‌جوری است که ما الان داریم؟ اصلاً فرق ما با کفار چیست؟ ما مثل کفار داریم زندگی می‌کنیم! فقط آن می‌رود کلیسا یا آن کلیسا نمی‌رود! ما هم حرم امام رضا(ع) می‌رویم! و الاّ زندگی‌هایمان مثل هم است! تعداد طلاق‌هایمان مثل هم است! تعداد معتادان مثل هم است! همان قدر کتک و خشونت! دروغ‌گویی! چک بی‌محل! خب، فرق مسلمان و کافر چیست؟ فرق آن در حرم رفتن و شله دادن نیست، در مناسک نیست! فرقش در همین ملاک‌هاست.

امام حسن می‌فرمایند: به یک جامعه، به یک تشکیلات، به یک مسجد، به یک حزب، به یک خانواده، به یک ملت، نمره‌ مسلمانی و عدالت، اگر می‌خواهید بدهید، ببینید این‌ها با هم طوری رفتار می‌کنند که اگر این جای او بود، او جای این بود، بازم همین‌طور رفتار می‌کردند؟ این امام حسن(ع) است. اصلاً از امام حسن چه می‌دانیم؟ هیچی! همین یک حدیث، زندگی، سبک زندگی و حکومت و همه ‌چیز را زیر و رو می‌کند! همین یک حدیث، آمار طلاق را به صفر نزدیک می‌کند! آخه چرا زن و شوهر این‌قدر با هم دعوا می‌کنند؟ برای این که هر کسی فقط خودش را می‌بیند، شرایط همسرش را نمی‌بیند! ما با همسرمان یک جوری حرف می‌زنیم که اگر خودت جای او بودی، این کار را تحمل نمی‌کردی! امام حسن می‌گویند خودت را جای او بگذار! در بازار خودت را جای او بگذار! یک تعبیر عجیبی هم می‌گویند خریدار مسلمان، سعی کند یک مقداری پول بیشتر از آن که توافق کردند، بدهد، ولو کمی! فروشنده‌ مسلمان، یک مقداری بیش از آن چه فروخته، مجانی به خریدار بدهد! یعنی مسابقه از آن طرف، نه از این‌طرف! بعد می‌گویند خدا به شما برکت خواهد داد! تو فکر می‌کنی ضرر می‌کنی یا ورشکست می‌شوی؟ این کار را بکن! به خدا اعتماد کن و ببین که حتی در همین دنیا هم ثروتمندتر خواهی شد! محبوب‌تر می‌شوی، چه برسد به آخرت! «صاحب الناس» مسلمان و کافر، با همه طوری مصاحبت و رفتار کن، بِمِثْلِ مَا تُحِبُّ أَنْ یُصَاحِبُوکَ بِهِ... دقیقاً همان‌طور که دوست داری، اگر تو جای او بودی، او جای تو، با تو همان رفتار را بکنند، آن ‌وقت تَکُنْ عَادِلًا... آن‌ وقت می‌شود گفت "عدالت"! و الاّ اگر تبعیض قائل بشویم، بگوییم او یک چیزی گفته است، بی‌خود گفته است! امام حسن می‌گویند اگر فقط منافع خودت را می‌بینی، منافع آن طرف را نمی‌بینی، عادل نیستی، ظالمی! فاسدی! منحرفی! مسلمان نیستی! همین یک قانون، اصلاً سبک زندگی و جامعه و همه ‌چیز را عوض می‌کند! یعنی هر کسی اول بتواند، ما بتوانیم بگوییم اگر من جای این بودم، این جای من بود این‌طوری که من گفتم اگر این می‌گفت، خب، من عصبانی می‌شدم، می‌زدم توی گوشش! ولی خودم دارم همین کار را با او می‌کنم! بعد هم می‌گویند "ناس" یعنی مهم نیست عقیده او چیست! امام حسن می‌گویند به دشمنت هم، ظلم نکن! به دشمن، حقش را کفِ دستش بگذار! اگر لازم شد، با او بجنگ، اما به او ظلم نکن! حدود را، حقوق را رعایت کن!

فرمودند: مردم در فضای سهو و غفلت دارند زندگی می‌کنند! سهو یعنی خطا، غفلت یعنی گیج! مردم در گیجی دارند زندگی می‌کنند! همه شما گیج هستید! همه شما در خواب دارید زندگی می‌کنید! در خواب راه می‌روید! النَّاسُ فِی دَارِ سَهْوٍ وَغَفْلَةٍ... مردم خواب هستند! در خواب دارند راه می‌روند! هی صبح شب، صبح شب، نمی‌فهمند چه اتفاقی دارد برایشان می‌افتد! یَعْمَلُونَ وَلَا یَعْلَمُونَ... عمل می‌کنند، هیچ‌چیز هم نمی‌فهمند! نمی‌دانند! یک کارهایی فیزیکی داریم می‌کنیم ولی نمی‌دانیم داریم با خودمان و با دیگران چه کار داریم می‌کنیم! ! فَإِذَا صَارُوا إِلَى الآخِرَةِ... بعد، چند وقت دیگر می‌میرید! به آن‌هایی که رفتند، ملحق می‌شوید! صندلی‌هایی که نشسته‌اید، چند وقت بعد، شما نیستید! یک کسی دیگر روی آن می‌نشینند راجع به شماها حرف می‌زنند! بعد از مدتی دیگر هم راجع به شما هم حرف نمی‌زنند! اصلاً از شما یادشان می‌رود! اصلاً انگار نبودی! بعد می‌فرمایند که فَإِذَا صَارُوا إِلَى الآخِرَةِ... مردم وقتی که می‌میرند، از عالم طبیعت خارج می‌شوند، وارد عالم‌های بعد می‌شوند! صَارُوا إِلَى دَارِ یَقِینٍ... آن‌جا همه‌ چیز را دقیق می‌بینند، یقین می‌کنند که هست! منتهی دیگر دیر شده است! یَعْلَمُونَ وَلَا یَعْمَلُونَ... آن‌جا علم پیدا می‌کنند، اما عمل دیگر نمی‌توانند بکنند! این‌جا عمل می‌کنند علم ندارند امام حسن می‌گوید وقتی می‌میرید علم دارید دیگر فرصت عمل نیست. این‌جا عمل است باید تا می‌توانید عمل صالح کنید! فعال، عمل‌گرا، جدی، صادق! با خدا صادق، با خلق صادق! ولو نمی‌دانی که بعد از مرگ چه اتفاقاتی برایت خواهد افتاد! ولی چند وقت دیگر می‌میرید، از این عالم بیرون می‌روید! آن وقت می‌بینید این حجاب طبیعت و ماده کنار می‌رود، وارد وادی یقین می‌شوید! حالا همه ‌چیز را خواهید دید، ولی هیچ کاری نخواهید توانست بکنید! فقط این‌جا می‌توانید عمل کنید!

این شعر را هم که امام حسن بارها می‌خواندند برای افراد... یَا أَهْلَ لَذَّاتِ الدُّنْیَا لَا بَقَاءَ لَهَا... ای کسانی که همین تجربه‌ کوتاه‌مدت مادی را شیرین می‌بینید و فقط سرتان می‌شود! لذت ریاست، لذت خوردن، لذت خوابیدن، همین لذت‌هایی که به جسم‌تان مربوط است و همه‌تان هم می‌دانید این‌ها موقتی است! همان لحظه‌ای که لذت می‌برید، دو دقیقه بعدش که تمام می‌شود، اصلاً انگار نبوده! همه‌تان هم این را می‌دانید، ولی باز به این‌ها دل بستید! «إنّ اغتِرارا بِظِلِّ زَائِلٍ حُمْقً» آیا بازی خوردن با سایه‌ای که چند لحظه دیگر جابه‌جا می‌شود و دیگر این‌جا نیست، حماقت نیست؟ یعنی کافر، احمق است، چون سایه را هدف گرفته است! مثلاً به کسی بگویند آقا! کجا قرار ما باشد؟ بگوید حالا همان‌جای سایه! خب، این سایه ده دقیقه دیگر این‌جا نیست! بیست دقیقه دیگر آن‌جا سایه نیست! کجا داری قرار می‌گذاری؟

امام حسن می‌فرمایند که همه شما می‌دانید که دنیا مثل سایه است! هست یک لحظه، بعد نیست! الان واقعاً من اول آمدم، شماها را دیدم خودم تا در آینه نگاه نکنم نمی‌فهمم که دارم می‌میرم! ولی شما را که دیدم، فهمیدم، یقین کردم که داریم می‌میریم! از هشتاد درصد از کسانی که ما خاطره داریم، در فامیل‌ها، در رفقا، در آشناها آن طرف رفتند! یکی از فامیل‌هایمان خدا رحمتش کند خیلی آدم خوبی بود! مریض بود عیادت ایشان رفته بودیم گفتیم انشاءالله خوب می‌شوید. گفت دیگه این‌طرف هرچه بود ما دیدیم و تکراری هست برویم آن‌طرف ببینیم چه خبر است! و یکی دو هفته بعد هم آن طرف رفت! ما هم داریم می‌رویم آن‌طرف! امام حسن(ع) می‌فرمایند: من تعجب می‌کنم! دارید می‌بینید همه دارند می‌میرند، باز هم بیدار نمی‌شوید، نمی‌فهمید؟ این‌جا را هدف می‌گیرید؟ می‌گویند هر کس قدرت، ثروت، ریاست، شهرت را هدف می‌گیرد، احمق است! برای این که این‌ها همه موقتی است! همه‌ این‌ها را هم به دست بیاوری، دو برابر همان حرص و عذاب و ناراحتی‌ای که اول داشتی، باز هم داری! بیشتر هم می‌شود! بعد هم چیزی که خودت می‌بینی، مثل سایه می‌بینی الان هست، چند دقیقه دیگر نیست! چه‌جوری می‌روید آن‌جا می‌نشینید، می‌گویید خب! این‌جا سایه هست ما نشستیم! خب تو این‌جا نشستی، سایه می‌رود! خیلی تعبیر امام حسن(ع) جالب است! اصلاً وقتی به چیزی که ابدی نیست، موقتی است داری می‌بینی که هر روز سالم، مریض می‌شود! غنی، فقیر می‌شود! امیدوار، مایوس می‌شود! زنده، می‌میرد! آدم محترم، بی‌احترام می‌شود! چه‌جوری باز هم نمی‌فهمی؟ همین تکنیک را یاد بده به ما بفهمیم چه کار می‌کنی که نمی‌فهمی! ما واقعاً این‌ها را نمی‌فهمیم! «إنّ اغتِرارا بِظِلِّ زَائِلٍ حُمْقً» مغرور شدن و باور کردن و اعتماد کردن به سایه‌ای که زائل می‌شود، عین حماقت است! در واقع، بی‌دین‌ها به مؤمنین می‌گویند شماها عقب‌مانده‌اید، خرافاتی و احمق هستید! امام حسن می‌گویند برعکس است! کفار و اهل دنیا، بازی خوردند شما خرافاتی هستید! چون خرافات یعنی چیزی که نیست، تو فکر می‌کنی هست! چیزی که موقتی است، تو فکر می‌کنی ابدی است، چیزی که ابدی است، می‌گویی موقت است!



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha